خوابیدی رو بال موجا....
کاش میشد بودم کنارت....
تو به دریا دل سپردی ...
من توو ساحل چشم به راهت....
دنبالت دارم می گردم...
اما نیست از تو نشونی...
روزگار ما رو جدا کرد....
یه غروب تووی جوونی...
دل من هواتو کرده....
کاش می شد تو رو ببینم...
کاش بشه توو خواب دوباره...
دست سردتو بگیرم
عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم
با من اگر پیمان نگه داری به یاری
من تا نفس دارم به پیمان تو باشم
عشق تو شد فرمانروای هستی من
تا هر چه فرمایی به فرمان تو باشم
گر در تو حیران مانده ام بر من ببخشای
من دوست می دارم که حیران تو باشم
حیران چشمان تو بودن رستگاری است
بگذار تا حیران چشمان تو باشم.
تو غصه دار من غصه دار پس واسه چی بیاد بهار
تو بی چراغ من بی چراغ پس کی بگیره از ما سراغ
تو هم غریب منم غریب عشقا چی بود یعنی فریب
تو حادثه من حادثه پس کی به ابرا برسه
تو بارونی من بارونی پس کجا رفت مهربونی
من بی پناه تو بی پناه کافیه امشب نو ر ماه
من بی وفا تو بی وفا چی کار کنه با ما خدا
من بی فروغ تو بی فروغ بازم به هم بگیم دروغ
من بی جواب تو بی جواب معنیش چیه این جز سراب
من تشنگی تو تشنگی کاش نمی گذشت بچگی
من گله تو هم گله اخه کی داره حوصله
من انتظار تو انتظار من باریدم تو هم ببار
من چشم خیس تو چشم خیس برام یه چیزی بنویس
منم زلال تو هم زلال چی کم داریم ما دو تا بال
من اولی تو اولی چقدر قشنگ و مخملی
من در به در تو در به در میای با هم بریم سفر
من اعتماد تو اعتماد عشقو چرا دادی به باد
من دیوونه تو دیوونه پس کی میگه نمیمونه
من نا امید تو نا امید از من و تو نبود بعید
من شبنمم تو شبنمی ما مثل هم شدیم کمی
تو بی صدا من بی صدا پس چی شد این همه دعا
من پر غم تو پر غم جون خودت خسته شدم
تو بی گناه من بی گناه یعنی همش بود اشتباه
عمریه دارم میسوزم
اما تو خبر نداری
من شدم اسیر عشقت
زندونیه اون دو تا چشمت
اما تو باور نداری
که شدم فدای عشقت
تو شدی تمام هستیم
همه ی هستی و نیستیم
اما تو قدم گذاشتی
به روی احساس قلبیم
تو شدی ورد زبونم
اسم تو فریاد اشکام
اما تو جواب ندادی
به سوال دل تنهام
تو شدی خورشید چشمام
حس گرمیه نفسهام
اما تو طلوع نکردی
تو غروب صبح فردام
تو شدی درمونه دردام
درمونه تمام زخمام
اما تو گذاشتی رفتی
ساده از کنار اشکام
تو شدی همسفر من
توی این جاده ی بی مرز
اما تو نموندی پیشم
من شدم تنها تر از قبل
تو شدی حرف دل من
که میگم عاشقتم من
اما تو یه خط کشیدی
به روی آرزوی من
وقـــتی کــه مــن نــبــودم در زدو رفـــت
بــــی وفا چشماشو جــا گــذاشتو رفـــت
ایـــــن کــارش کــرده مــنو دیونــه تــــر
تــــــو بــرو چــشم انــتظارت میمونـــــم
تــــــا تـو بــرگردی به یــادت میخونـــــم
اگــــــه چند سال دیگه هم طول بکشــــه
مـــــــن هــمش انــتــظــارت میمونـــــــم
عــــــاشق چشات منم دیونه نگات منـــم
وقـــتی میخندی برام گربه خندهات منــم
وقــتی عاشقت شدم تو ز من جدا شــدی
دلـــم از غصه گرفت خیلی بی وفا شــدی
اگـــه برگردی پیشم با تو هم صدا میشــم
تــو یه همخونه من ، من برات فدا میشـم
بــــــذار باورت کنم نذار هی صدات کنـــم
اگـــــه از پیشم بری آخه من چیکار کنــم
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو
ازت
دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو
قلبت هدیه
داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت
شی
حس کنی که هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری
تکیه بدی
که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له
شده
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف
بزنی اما
وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک
گونه ها
تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که
هنوز هم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار
بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب
بگی گل من باغچه ی نو مبارک